
روایتی عاشقانه از زخمهای دل و هوای دلی که هنوز مانده |کتاب صوتی احساسی و شنیدنی | کتاب صوتی هوای او
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
- گوینده
- کتابینه
دربارهٔ کتاب
دربارهی کتاب صوتی هوای او
الیزابت یکی از دو شخصیت اصلی کتاب صوتی هوای او (The Air He Breathes)، نوشتهی بریتنی سی چری (Brittainy C. Cherry)، پس از درگذشت همسرش به افسردگی دچار شده است و به دنبال راهی میگردد تا بتواند از این سوگ گذر کند و به آرامش برسد. او که مدتیست پس از مرگ همسر با مادرش زندگی میکند، حالا بعد از یک سال تصمیم گرفته با دختر پنجسالهاش زندگی مستقلی برای خود دستوپا کند. او به خانهی خودش برمیگردد و با همسایهی جدیدیش تریستن آشنا میشود. دیداری که زندگی هردوی آنها را دگرگون میکند.
تریستن هم رنجی مشابه را تجربه میکند. داغ از دست دادن فرزند و همسر، او را به مردی منزوی تبدیل کرده است. او تمام تن خود را از خالکوبیهای شخصیتهای کارتونی موردعلاقهی پسرش پر کرده است. تریستن در بخشهایی از کتاب که خود آن را روایت میکند، به گذشته برمیگردد و روزهای پس از فقدان خانوادهاش را مرور میکند. او خود را در پیلهای از خشم و غم پنهان کرده و با اطرافیان خود رفتار مناسبی ندارد؛ بهخصوص آنهایی که به او محبت میورزند. زیرا احساس میکند لیاقت محبت آنها را ندارد.
حالا این دو روح زخمی در یک نقطه از جهان روبهروی هم قرار گرفتهاند. آنها ابتدا سپر خود را بالا میگیرند، اما چیزی در این میانه وجود دارد که باعث میشود سپرها مثل ماهی از دستانشان لیز بخورد. نقطهی اتصال این دو به یکدیگر، بار رنجی است که بر دوش میکشند. وجه اشتراک الیزابت و تریستن در تجربهی زیستهای است که هر دو بهنوعی آن را تجربه کردهاند. روایت داستانی هوای او بین نقطهنظر دو شخصیت اصلی داستان یعنی الیزابت و تریستن در رفتوآمد است. در طول داستان شخصیتها مراحل تغییر و رشد را طی میکنند و رابطهی میان الیزابت و تریستن شمایل جدیدی به خود میگیرد...
کتاب صوتی هوای او برای چه کسانی مناسب است؟
اگر سبک داستانها و رمانهای عاشقانه را میپسندید، این کتاب خوشخوان انتخاب خوبی برای شما خواهد بود.
با بریتنی سی چری بیشتر آشنا شویم
بریتنی سی چری، نویسندهی آمریکایی است که در دانشگاه کارول تئاتر و نویسندگی خلاق خوانده است. چنان که خود چری میگوید، ماجرای پیوند او و ادبیات عاشقانه به دوران نوجوانیاش بازمیگردد. او میگوید که در چهارسالگی -مثل همهی آدمها- عاشق کسی شده، اما چون از ابراز احساساتش خجالت میکشیده، به نوشتن یک داستان عاشقانه روی آورده است. شاید بتوان گفت چری با نوشتن آن داستان، ماجرای عاشقانهاش را در بستر ادبیات، مطابق امیال و خواستههای خودش و بهدور از هر گونه سختی و ترس و غم بازتولید کرده است. هرچه که بوده، آن خجالتی بودن از بریتنی یک نویسندهی آثار عاشقانه و رمانتیک ساخته است. دوست داشتن آقای دنیلز و جاذبهی میان ما، دو اثر دیگر این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شدهاند.
در بخشی از کتاب صوتی هوای او میشنویم
- اما اگه این کارو نکنم همینجوری عصبانی و غمگین میمونم و من نمیخوام غمگین بمونم چون این یعنی اون برنده شده. سر شب که زنگ زد تا بگه اون و همسر سابقش دارن به هم رجوع میکنن فهمیدم کنترل این بازی تمام مدت دست اون بوده. با این که فکر میکردم کنترلش دست منه. غمگین بودن هم یعنی اون کثافت گذاشت عاشقش بشم و بهش اعتماد کنم تا بتونه قلبمو بشکنه. من عاشق نمیشم. من صدمه نمیبینم.
چشمهایش غرق اشک شد. اما با سماجت در برابر پلک زدن مقاومت کرد. چون میدانست یک بار پلک زدن برای جاری شدن اشکهایش کافی بود. از نظر فی گریه کردن نشانهی ضعف بود. و میدیدم که نمیخواست هرگز احساس ض…
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.