رمان ممنوعه ی و خدایان دوشنبه‌ها می‌خندند| رضا خوش‌نظر| اجرا نسیم | تولید صوتی  آوای_بوف_AVAYeBUF

رمان ممنوعه ی و خدایان دوشنبه‌ها می‌خندند| رضا خوش‌نظر| اجرا نسیم | تولید صوتی آوای_بوف_AVAYeBUF

۲ فصل۵:۴۷:۳۹بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۲۴ دی ۱۴۰۲
گوینده
آوای بوف

دربارهٔ کتاب

رمان ممنوعه ی و خدایان دوشنبه‌ها می‌خندند| رضا خوش‌نظر| اجرا نسیم | تولید صوتی آوای_بوف_AVAYeBUF

رمان #ممنوعه ی #و_خدایان_دوشنبه‌ها_می‌خندند| #رضا_خوش‌_نظر| اجرا #نسیم آوای_بوف_AVAYeBUF

معرفی کتاب "و خدایان در دوشنبه ها می خندند" | رضا خوش نظر

وقتی ادبیات و داستان تبدیل  به یک تهدید  می شود ، وقتی قدرت کلمات، که در روایت‌های تکان‌دهنده نوشته می‌شوند و وضعیت موجود را به چالش می‌کشند و کسانی را که در نوک هرم قدرت هستند، آشفته می‌کنند ، چه اتفاقی می افتد؟
این داستان «و خدایان دوشنبه‌ها می‌خندند» است، رمانی که واقعیت‌های خشن زندگی در ایران  را آشکار نمود، اما توسط همان جنایتکارانی که قصد فاش کردنشان را داشت  محکوم به سکوت شد.
این رمان به قلم رضا خوش نظر در سال 1374 توسط انتشارات مرغ امین راهی بازار کتاب می شود.
هنوز جوهر روی صفحات کتاب  خشک نشده  که مهر ممنوعیت نشر بر جانش می‌خورد و توسط همان نیروهایی که می خواست در برابر آن مقاومت کند محکوم به نابودی می‌شود.
این کتاب روایت تصویری واضح از زندگی در میان فقر، خشونت، تجاوز جنسی و قتل است. داستان، طنین فریاد علیه جهانی است که در آن زندگی انسانها  را فقط بازی شانس هدایت می‌کند، جایی که لذت و درد قابل تشخیص نیست، جایی که بوی ناامیدی در هر نَفَسی جاری است.
ترسیم خشونت و بدبختی در این رمان که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، خشم قدرتمندان را برانگیخت. ناله ای که در سراسر صفحات کتاب طنین انداز است :
"آه بیچاره پسرک! آه بیچاره جوانک! آه بیچاره پدر!"

این کلمات، گواهی بر چرخه بی امان ناامیدی بیش از حد قوی و تهدید کننده در امتداد خط نسلهاست.
پس از انتشار کتاب، اخطارهای متعددی به نویسنده و ناشر  داده شد.
حزب اُللهی ها ادعا کردند که به باور و عقیده‌ی آنها توهین شده است و این رمان را "آیه های شیطانی" خواندند.
گروه انصار حزب الله در اقدامی تکان دهنده، انتشارات مرغ امین را در اعتراض به نشر این کتاب به آتش کشیدند.
احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه‌ی خود این اقدام را تحقق وصیت خمینی دانست.
منتقدانِ «و خدایان دوشنبه ها می خندند» معتقد بودند که این کتاب بخشی از پروژه «تهاجم فرهنگی» غرب است.
این رمان که در اواخر دهه‌ی شصت نوشته شده بود، پس از توقیف حتی با گذشت سالها در خارج از ایران نیز  امکان انتشار نیافت  و در چارچوب همان مرزهایی که می‌خواست از آن فراتر برَود گیر افتاد و صدایش توسط عاملان و آمران قدرت و دیکتاتوری خاموش شد.

به این فکر کنید که قدرت ادبیات چقدر می‌تواند بُرنده و موثر باشد. چنان که این پتانسیل را دارد که هنجارهای اجتماعی را به چالش بکشد، آینه‌ای را به واقعیت زندگی و باورهای ما نزدیک کند، هر چند که تلخ و غیر قابل تحمل باشند.
"و خدایان در دوشنبه ها می خندند" گواهی بر این قدرت و نیروست  و یادآور آن است که کلمات می‌توانند انقلاب کنند، می توانند تحریک کنند، می توانند تهدید کنند
و گاهی این دقیقا همان چیزی است که جامعه به آن نیاز دارد. یادآوری اینکه باید کاری انجام داد، تغییری لازم است و سکوت همیشه پاسخگو نیست.
زیرا وقتی کلمات تبدیل به تهدید می شوند، نشانه آن است که به اعصاب یک جامعه ضربه می زنند.
و شاید  شریانهای عصبی جامعه است که نیاز به تغییر و درمان دارد.
            قاسم قره داغی -  ۱۴۰۲

۲ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.