
رمان « بابا آب خواست» | نویسنده: نریمان | گویش سیما | به کوشش: قاسم قره داغی |نشر آوای بوف
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۱۰ تیر ۱۴۰۳
- گوینده
- آوای بوف
دربارهٔ کتاب
رمان « بابا آب خواست» | نویسنده: نریمان | گویش سیما | به کوشش: قاسم قره داغی |نشر آوای بوف
بابا آب خواست | نویسنده: نریمان |گویش: سیما| تولید و نشر تیم آوای بوف
📚کتاب: #بابا_آب_خواست
نویسنده: #نریمان
گویش: #سیما
نشر #آوای_بوف
سال انتشار : 1403_2024
تعدادصفحات : 508 صفحه
امور فنی و انتشار: قاسم قره داغی
#کتاب_بوف 102
قیمت: رایگان
فرمت: PDF + EPUB
دسته بندی:
#رمان #سیاسی
رمانی سیاسی و اجتماعی با محوریت مبارزه علیه ظلم و استبداد و دیکتاتوری است که شخصیت های داستان به صورت کاملا هوشمندانه از میان اقشار مختلف انتخاب شده است.
بخشی از کتاب :
«بعدها در بازجویی ها اقرار کرد اصلا نمی توانستم با فریبا که فریبنده و زیبا بود مخالفت کنم مانند مومنی که خدایش دستور دهد از خداوند خودم دستور می گرفتم داخل بهشت بودم و نمی خواستم اشتباه آدم و حوا را بکنم تا از بهشت بیرونم کنند. هر چند اگر از خداوند اطاعت می کردم ، نعمت اندیشه ورزی نصیبم می شد . آدم اگر سیب ممنوع را خورد عاقل شد . جنگ با خدای اطاعت طلب بهتر از ماندن در قفس طلایی است .»
«ناگهان گلوله ای از کلت کمری بسیجی به سمت دو دختر شلیک شد گلوله از کنار صورت شیما گذشت و ندا را نقش بر زمین نمود لحظه ای به اندازه چشم بر هم زدن طول کشید که ندایِ خدا روی زمین برای ماندن تلاش کرد. چشم از شیما بر نمی داشت و در نگاهش تمنای کمک بود و می گفت می خواهم آواز بخوانم و شاد باشم وقت مُردنم نیست.
شیما متعجب و ترسیده به عقب نگاه کرد تا مادرش را ببیند بلاتکلیف و مستأصل در میان خیابان دنبال تیر انداز می گشت که تعدادی از جوانان معترض بسیجی تیر انداز را از موتور پایین کشیدند. زد و خورد شد شیما سر به آسمان بلند کرد دید تعدادی از فرشتگان اشک می ریزند.
در آن خرداد در تهران باران بارید خدا هم می گریست ناگهان شیما و زیبا به خودشان آمدند. متوجه شدند چه شده است زیبا بدن متناسب و پاک ندا را کف خیابان دید. »
لینک کتاب صوتی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=R_Jx1uz_2N4&list=PLZc3g5J25BFovlaRqIQTJqRlLrdAexsj3
۴ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.