
من در پرانتز_فریبا صدیقیم | گویش: یاسمن مجد | آوای بوف _ AVAYEBUF
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
- گوینده
- آوای بوف
دربارهٔ کتاب
رمان «من در پرانتز» روایت دختری است كه در نوجوانی مادرش را از دست میدهد و در مهی غلیظ به آیندهای تاریک قدم میگذارد. از یکسو سختگیریها و حساسیتهای پدر و از سوی دیگر، عشقهای پیدرپیِ نافرجام نیز بر غلظت این مه میافزاید، تا روزی كه دریابد او نه عشق را میشناسد و نه خود را. مهاجرت هم بهعنوان امری محتوم در زندگی او مزید برعلت میشود تا ترس و تنهایی چاشنی پُر رنگتری به این گمگشتگی بدهد و راه برونرفت را پیچیدهتر كند؛ بهویزه اینکه او ایران کوچکی را با خود همراه آورده که زمینش پر از زخم و ناهمواری است. براي پيدا شدن اما بايد در ابتدا گم شد؛ شخصیت داستان در تاريخ زندگياش گم ميشود تا نجاتش را در همان تاريخ پيدا كند.
«من در پرانتز» روایتگر سوءتفاهمها و خطاهای عاطفی، گسستهای روحی و اعتیادهای جسمانی است: راوی روانهایی که میان دو کمان پرانتز فروپاشیدهاند.
بخشی از رمان:
چند قرن بود که با هم زندگی میکردیم؟ دو بار خانهمان را به تناسب درآمد مانی عوض کرده بودیم و خانهی بهتری گرفته بودیم. خانهمان عوض شده بود اما خودمان عوض نشده بودیم. اشیا بیش از ما تغییر میکنند؛ میز رویش خط میافتد، پارچه لک برمیدارد، آهن زنگ میزند اما انسان یک داستان در ذهناش میسازد و میتواند تا آخر عمر اسیر داستان خودش بماند. من از آن لحظهای که مانی را دیدم داستان خودم و او و زندگیام با او را در ذهنم ساختم و بعد از این همه سال هنوز داشتم نقشم را در این داستان بازی میکردم.
۳ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.