
دربارهٔ کتاب
وزن واژه نوشته پیتر بیری Peter Bieri هشتاد و دوساله فیلسوف سوئیسی است که نام پاسکال مرسیه را برای خود بر گزیده. بنابر این با رمانی با تم های فلسفی سر و کار داریم.
جهل همیشه بد نیست. همینکه بشر از زمان مرگش آگاه نیست خود نعمتی و امتیازیست. پرنده مرگ یا عزرائیل ناگهانی و بیخبر بر شانه ای مینشیند و انسانی که اغلب تا آخرین روز در بیخبری بوده در سیاهچال عدم فرو می افتد. ما گاه ممکن است از ترس مرگ به استقبال آن برویم چون انتظارش، تلخ و زجر آور است. وقتی از زمان مرگ غافلیم روند حوادثی که فرمان آن در دست ماست در مسیری دیگر است. اگر آگاه شویم این روند بطور کلی تغییر خواهد کرد.
در مورد این سوال که آیا اتانازی اگر قانونی نباشد کسی که از روی عشق عزیزی را که در رنج است از تحمل رنج بیشتر رهائی میبخشد، کارش درست است یا غیر اخلاقی ظاهرا نیازی نداریم که بیندیشیم. چون این دوراهی دو راهی ما نیست از ما دور است. اما اگر کمی دقت کنیم هیچ اتفاقی از ما دور نیست. یک حادثه رانندگی، یک عبور ساده از خیابانی که کف آن لغزان است یا یک خطای کوچک در راه رفتن یا از پله پائین آمدن،. یک سرگیجه پیش بینی نشده میتواند ما را به آنچه بسیار خود را از آن دور میپنداریم نزدیک کند آنوقت سوال بالا ممکن است سوال اطرافیان ما باشد.
بخشهائی از داستان کلا از ما دورتر است ما که گرفتار تامین روز بروز مایحتاح زندگی هستیم سعادت آن را نداریم که مثل مردمان بسیاری از جوامع در کار حرفه ای خودمان که منشا در آمد است، به علاقه خود بیندیشیم و در صدد انجام کارهائی باشیم که از آن حس خوب بگیریم و به آن علاقه داشته باشیم. چنین اختیاری مربوط به مردمان جوامع دیگر است.
در هر اتفاق بدی ممکن است آثاری خوب ظاهر شود. اگر لیلاند آن خبر را نمیشنید انتشارات را نمیفروخت و اگر چنین میشد نمیتوانست انتشارات شوان را نجات دهد. با گروه زیادی از دوستان آشنا نمیشد. با آشنایان قدیم نزدیکتر نمیشد.
میگویند این کتاب در باره شورش انسان در قبال عادتها و موقعیت هاست. قطعا مهاجرت اولیه لیلاند همین شورش است و همچنین واکنش دختر و پسرش به لشکر سپید جامگان و سیاه جامگان. ولی این شورش خاص محیط هائیست که به فرد اجازه خروج از چارچوبها را میدهد مگر مانند اگزیستانسیالیستها بیندیشیم که همه امکان غلبه بر عادات و موقعیت ها را دارند.
در داستانی که لیلاند مینویسد قهرمان داستانش از شدت بیدردی گرفتار درد میشود و از پاریس میگریزد. اما آنجا باز انسان به دادش میرسد. در پاریس انسان فراوان است اما شلوغی محیط امکان نزدیک شدن را نمیدهد و شاید مثل یک فروشگاه بزرگ تنوع کالا انتخاب را دشوار میکند اما در محیط محدود روابط انسانی شکل میگیرد. البته نباید از یاد برد که دوره های میلیون ساله تکاملی بشر نشان از جامعه میلیونی نداشته و محیط های کوچکتر برای مغز تکامل یافته ما مانوس تر است.
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
۲۷ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.