کتابیستKETABIST

کتاب صوتی شیخ مرتضی دعا نویس نوشتۀ اسماعیل پورسعید ( با صدای: H. Parham )

۷ فصل۴:۰۰:۴۱بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۱۶ فروردین ۱۴۰۴
گوینده
مشعل دانش

دربارهٔ کتاب

قریب پانصد قدم پایینتر از گلوبندک محلی قرار دارد که به پاچنار موسوم است روبروی این محل کوچه ای واقع شده که خیابان خیام را به بازارچه قوام الدوله و خیابان شاهپور وصل میکند. در اسفندماه سال ۱۳۱۷ در اواسط این کوچه یعنی نزدیک آب انبار معیر در یک خانه دو اتاقه واقعه ای رخ داد که توجه اهالی آن ناحیه و بعد نواحی دیگر را به خود جلب کرد. قضیه از این قرار بود که یک شب، مستاجر خانه مورد بحث که پیر زنی بود که از راه گاوداری و فروش شیر مخارج خود و دختر بیوه اش را تامین میکرد، برای گرفتن آب از خواب بلند شده و به سمت در رفته بود ولی در گوشه حیاط جسمی سفید رنگ و متحرک به نظر او آمده و موجبات وحشتش را فراهم کرده بود. شرح این واقعه از همان نصفه شب که همسایه ها و اهالی کوچه بر اثر داد و فریاد گوش خراش پیرزن، از خواب پریده بودند در افواه افتاد و در مدت کوتاهی نصف اهالی تهران به وجود جن در خانه مزبور پی بردند. اگرچه فردای آن شب صاحبخانه پس از بازدیدی که از محل پیدایش جن به عمل آور،, اظهار داشت که بطور قطع زیر پیراهن سفید رنگ که وسط حیاط بر روی بند آویزان بوده به وسیله باد به پشت گاوی که گوشه حیاط قرار داشت افتاده و او را به صورت جن درآورده است، ولی کسی زیر بار نرفت که نرفت.
داستان شیخ مرتضی به این صورت آغاز میشود. شیخ در این خانه جن زده مسکن میکند و به دعا نویسی روی کاغذ و بعد روی ناف و ران و غیره و سرکیسه کردن مردم ساده دل مشغول میشود. اما یک گردن کلفت محل که علاقه داشته با شیخ در امور خیریه ای که انجام نیداد شریک شود سر راه او قرار میگیرد و خود را به جناب شیخ تحمیل میکند.
داستان با شیرین کاری و گاه خرابکاریهای شیخ پیش میرود تا برسد به قحطی ناشی از جنگ اول جهانی و سرمایه گذاری شیخ به تقلید از آخوندی دیگر در خرید و احتکار غله و این که چه میشود باید شنید.
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۷ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.