کتابیستKETABIST

کتاب صوتی «پسر شایسته» | داستانی معمایی و هیجان‌انگیز

۱ فصل۸:۵۲:۴۶بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۲۹ اسفند ۱۴۰۳
گوینده
کتابینه

دربارهٔ کتاب

معرفی کتاب صوتی پسر شایسته
خون، خون را می‌کشد. برای اریکا این خون، خونی است که در رگ‌های پسر محکوم به قتلش در جریان است و برای لیام، این خون عطشی است برای کشتن! کتاب صوتی پسر شایسته نوشته‌ی فریدا مک فادن داستان وقوع تغییراتی عظیم در بنیاد خانواده‌ای است که اعضای آن هر صبح با لبخند کنار هم به صرف صبحانه می‌پرداختند، اما حالا با به قتل رسیدن معشوقه‌ی پسرشان و محکوم شدن او به انجام چنین جنایتی فجیع، سرنوشت، این خانواده را به سوی پرتگاهی مرگبار سوق می‌دهد.

درباره‌ی کتاب صوتی پسر شایسته
رازها فاش می‌شوند و انگشت سرد و خون‌مرده‌ی مقتولان، قاتلان سنگدل و بی‌رحم خود را هدف می‌گیرند. صبحانه‌های خانوادگی به قرارهای ملاقات ناشتا با وکلای شیک و کت‌شلوار پوشیده‌ای تبدیل می‌شوند که روبه‌روی شما می‌ایستند، به چشم‌های شما زل می‌زنند و ادعا می‌کنند که سمت شما هستند، اما از شما می‌پرسند: «اولین باری که متوجه شدید پسرتون به انجام رفتارهای خشونت‌آمیز متمایله کی بود؟» کتاب صوتی پسر شایسته (The Perfect Son) نوشته‌ی فریدا مک فادن (Freida McFadden) داستانی است که به شما یادآوری می‌کند هیچ رازی سربسته نمی‌ماند و هیچ رفتاری، اتفاقی نیست.
لیام یک پسربچه‌ی بسیار شیرین و بامزه است. او مثل تمام پسربچه‌های دیگر به شیطنت در مهدکودک می‌پرداخته و سربه‌سر دختربچه‌های دیگر می‌گذاشته است. هرچند، دوستان هم‌سن‌وسال لیام، معمولاً موهای دختربچه‌های مهد را می‌کشیدند یا نهایتاً آن‌ها را هنگامی‌که مشغول تاب‌بازی بودند، هل محکمی می‌دادند تا آن‌ها را بترساند، لیام دختربچه‌ای را در کمد مهدکودک حبس می‌کند، دست‌های او را می‌بندد و اجازه می‌دهد تا تاریکی و ترس در جان دختر کوچک رخنه کند. هر پسربچه‌ای ممکن است دست به چنین اشتباه شیطنت‌آمیزی بزند، مگر نه؟ اریکا، مادر لیام هم همین‌طور فکر می‌کند. برای او اصلاً باورپذیر نیست که جایی در زمان، وقتی‌که سال‌های طولانی از این اتفاق بی‌معنی و مسخره گذشته است، پلیس ساعت‌های طولانی به بازجویی از او بپردازد و به او بگوید: «به نظرت بروز رفتارهای خشونت‌آمیز لیام از مهدکودک شروع شد؟ توی تمام این سال‌ها هیچ‌وقت لیام رو پیش تراپیست نبردی؟»

نه، لیام قاتل نبود. این را اریکا بهتر از همه می‌دانست. مگر می‌شود مادر بود و از ذات حقیقی بچه‌هایی که از خون تو هستند، خبر نداشت؟! تمام این شک و تردیدهای کتاب صوتی پسر شایسته از جایی شروع شده بود که لیام با دختری به نام اولیویا آشنا شده بود و مدت چندانی از ایجاد علاقه میان این دو نمی‌گذرد که جنازه‌ی اولیویا در شهر پیدا می‌شود. پلیس به عنوان اولین مظنون دست روی لیام می‌گذارد، نوجوانی که معشوق اولیویا بوده است و دست بردن به انجام چنین رفتار خشونت‌آمیزی در گذشته‌اش، او را تبدیل به مظنون اصلی کرده است.

سد دفاعی ما در برابر رسوخ شک و تردید نسبت به عزیزترین و آشناترین افراد زندگی‌مان، از دور سدی محکم و نفوذناپذیر به نظر می‌رسد. ما با صدای بلند در مقابل مأموران پلیس و قاضی می‌ایستیم و فریاد می‌زنیم که «من بچه‌ام رو می‌شناسم، اون قاتل نیست!» اما جایی در خلوت خودمان، وقتی که پرده‌ها را کشیده‌ایم و خوب می‌دانیم که صدای افکارمان به گوش خبرنگارانی که بیرون از خانه صف کشیده‌اند، نمی‌رسد، برای لحظه‌ای از خودمان می‌پرسیم: «شاید همه‌ی اینا تقصیر منه. اگر فقط کمی زودتر فهمیده بودم که رفتارهای لیام طبیعی نبوده و کار قراره به اینجا بکشه». اریکا در داستان صوتی پسر شایسته با فاش شدن اسرار خانوادگی بسیاری مواجه می‌شود که او را به آشوبی درونی می‌کش…

۱ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.