کتابیستKETABIST

کتاب صوتی «پیدایت خواهم کرد» | سفری پر از معما و هیجان

۱ فصل۱۱:۵۹:۵۷بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
گوینده
کتابینه

دربارهٔ کتاب

معرفی کتاب صوتی پیدایت خواهم کرد
وقتی نتوانی از فرزند خودت محافظت کنی، مجازات را، هر چه باشد، از جان و دل می‌پذیری. هارلن کوبن،‌ نابغه‌ی پشت پرده‌ی بسیاری از داستان‌های جنایی معروف، در کتاب صوتی پیدایت خواهم کرد که اثر پرفروش ساندی تایمز بوده، داستان مردی را روایت می‌کند که به جرم قتل پسر سه ساله‌اش در زندان است؛ ولی با وجود بی‌گناهی، تلاشی برای آزادی نمی‌کند. تااینکه سرنوشت، دلیل محکمی برای رهایی از زندان به او می‌دهد...

درباره‌ی کتاب صوتی پیدایت خواهم کرد
پنج سالی می‌شود که در زندان است. در این مدت، هیکل ورزشکاری و لبخند زیبایش به خاطره‌ها پیوسته و موهای مشکی و پرپشتش هم دیگر فقط در عکس‌های قدیمی دیده می‌شود. شکسته شده و ظاهرش به مراتب وضعیت بهتری از باطنش دارد،‌ اما تلاشی هم برای بهبودی نمی‌کند. او جهنم را با آغوش باز پذیرفته تا شاید قدری از بار گناهی که مرتکب شده کم شود... که نمی‌شود.

هارلن کوبن (Harlan Coben)، نام آشنایی برای دوستداران رمان‌های جنایی و معمایی است. اگر تابه‌حال اثری از آثار او را مطالعه کرده باشید، می‌دانید که قرار است در هزارتویی از رازها و معماهایی گرفتار شوید که با جلو رفتن داستان، دانه‌دانه آشکار شوند و در نهایت حسی از شوک، شگفتی و ناباوری را در ذهنتان باقی بگذارند. ماجرا در کتاب صوتی پیدایت خواهم کرد (I Will Find You) نیز از این قائده مستثنی نیست. شما در این قصه، احساساتتان را گره خورده با بیچارگی مردی می‌بینید که عزیزترین آدم زندگی‌اش، یعنی تنها بچه‌اش را از دست داده و ناگزیر است تا آنچه از ادامه‌ی عمرش مانده را زنده بماند و زندگی کند. او در همین احوال پریشان هم چراهای زیادی در سرش دارد که کوبن در ادامه، به ظرافت و شکیبایی، به یک‌یک آن‌ها پاسخی حیرت‌انگیز می‌دهد.
ماجرا از شبی شروع می‌شود که شریل، مادر متیوی سه ساله، در شیفت شب بیمارستان مشغول به کار است و متیو شب را با پدرش دیوید می‌گذراند. دیوید که از چالش‌های اخیر زندگی زناشویی‌شان به شدت کلافه شده، سراغ بطری مشروب می‌رود تا کمی خیال آسوده برای خودش دست‌وپا کند و در همین حین، به درخواست پسرش برای قصه‌ی قبل از خواب پاسخ منفی می‌دهد. دیوید به‌خاطر نوشیدن بیش‌ازحد خوابش می‌برد و زمانی که نیمه‌های شب از خواب می‌پرد، دچار حسی ناخوشایند می‌شود. او احساس می‌کند چیزی درست نیست و برای همین هم با کرختی زیاد، از جا بلند می‌شود تا سری به اتاق پسرش بزند که در آنجا، جسد خونینی که حتی قابل شناسایی نیست، او را برای همیشه از زندگی عادی‌اش به دنیای حسرت و پشیمانی پرتاب می‌کند.

هرچه بعد از آن پیش می‌آید، در هاله‌ای از حس خیال و گنگی می‌گذرد. پلیس دیوید را به عنوان مظنون اول بازداشت و به حبس ابد محکوم می‌کند. شریل از دیوید جدا می‌شود و بعد از چند سال دوباره ازدواج می‌کند. دیوید که از شوک مرگ بچه‌اش خارج نشده و در بهت و حیرت است که نکند در مستی بچه‌اش را کشته باشد، هیچ تلاشی برای رفع اتهام از خودش و اثبات آزادی‌اش نمی‌کند. چه او آزاد شود و چه نشود، بچه‌ی کوچکش، متیوی سه ساله‌اش، دیگر به زندگی باز نخواهد گشت.

بعد از گذشت پنج سال که دیوید هیچ کسی را به ملاقات خود در زندان نپذیرفته، خواهر همسر سابقش یعنی ریچل، با زور و اصرار به دیدن او می‌آید. او برای این ملاقات اجباری دلیل قانع‌کننده‌ای دارد؛ یک عکس که هرطور شده، باید به دست دیوید برسد. این تصویر را که عکسی معمولی از یک گردش خانوادگی است، همکار ریچل از خانواده‌اش ثبت کرده. اعضای خانواده خوشحال و خندان در شهربازی، رو به دوربین لبخند می‌ز…

۱ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.