
کتاب صوتی نفحات نفت - نویسنده : رضا امیرخانی (نگارش کامل کتاب)
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
- گوینده
- کتاب اول
دربارهٔ کتاب
#ketabaval #کتاب_اول #کتاب_سیاسی
🛢️ "نفحات نفت" از رضا امیرخانی: بررسی واقعیتهای تلخ اقتصاد نفتی ایران! 🛢️
در این ویدیو از کانال کتاب اول (ketab aval) به سراغ کتاب جنجالی و پرفروش "نفحات نفت" نوشته رضا امیرخانی میرویم. 📚 این کتاب به شکلی طنزآمیز و در عین حال واقعبینانه، مشکلات و چالشهای اقتصاد نفتی ایران را زیر ذرهبین میبرد. آیا نفت برای ایران یک نعمت است یا نقمت؟ 🤔
✨ اگر به دنبال فهم عمیقتر از وابستگی ایران به نفت هستید و میخواهید بدانید چگونه این منبع عظیم انرژی تبدیل به چالشهای بزرگی برای کشور شده، این ویدیو را از دست ندهید!
🔔 فراموش نکنید که کانال کتاب اول (ketab aval) را سابسکرایب کنید تا از جدیدترین ویدیوهای ما باخبر شوید! 📖
معرفی کتاب❌
نفحات یعنی عط دلانگیز، یک بوی خوش فرحبخش، و نفت همان ماده سیاهی است که قرار بود به دلیل بوی بدش بدهیم که بلاد دیگر ببرند مفت و مجانی
و این کتاب جستار کوتاهی است که تحلیلها و درد دلهایش از آن نعمت اسرار آمیز را مینویسد
از سیر تا پیاز نفت که هم دردسر داشته و هم درمان دردسرهای بسیاری در سرزمینمان شدهاست؛ از کرسیهای درسی تا سینمای نفتی، از تولید داخلی تا اقتصاد غیر نفتی، از خودرو سازی تا احزاب سیاسی، یک سر زلف همه گرهخورده به نفت؛ و همه حرفهای وسیع و مهم این کتاب چنان است که گویی روبروی نویسنده نشستهای تا هر چه از نفت میداند برایت بگوید با اندکی چاشنی از خاطرات و مثالهای خودش
مثلا در بخشی از کتاب با آن قلم و شیوه مخصوص رضا امیرخانی میخوانیم
((خانوادهای هست مفلوک. کار پدر بدانجا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفرهٔ فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند.... به پدر چه خواهید گفت؟ بیکار؟ مفلس؟ معتاد؟ هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانوادهای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروختهاند! در چنین خانوادهای تنها مایهٔ نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمیآید.))
-----------------------------------------------------------------------------------------------
در بخشی از کتاب نفحات نفت میخوانیم❌
«حالا شاید مخاطب ارجمندی که شما باشی، یکهو هوس کنی که بگویی، نفحات نفت چه ربطی به سیاست دارد و چرا هر نوشتهای در این گوشه از خاک مجبور است گریزی به صحرای سیاست بزند و اصلا به نقل از آن سید ستیهنده مثال بیاوری که در ایران اگر از کسی بپرسی شترگلوی دستشویی گرفته است، ابرو بالا میاندازد که برو و از لولهکش بپرس، برو از متخصص بپرس، اما اگر از همان شهروند راجهبه ژئوپلیتیک قفقاز و سیاست خارجی ما در منافشهی بالکان بپرسی، دو ساعت و نیم توضیحات میدهد! اصلا چرا شهروندان آلمان و انگلیس و آمریکا، راجعبه سیاست به قاعدهی ما حرف نمیزنند؟
واقعیت اما چیز دیگری است
مسافرانی را فرض کنیم که در اتوبوسی نشسته اند. هر کدام در حرفهای شانی دارند و صاحب جایگاهی هستند. شاید بسیاری از ایشان هم شانی والاتر داشته باشند از شان رانندهای که هدایت اتوبوس را برعهده دارد. در طی مسیر هر مسافری به طور طبیعی در دنیای ذهنی و حرفهای خود سیر میکند و با کنار دستی از همان دنیای تخصصی حرف میزند؛ دنیای اقتصاد و کسب و تجارت، دنیای فن و فنآوری، دنیای تعلیم و تربیت، دنیای علوم انسانی و فلسفه، دنیای هنر و ادبیات... آیا کسی راجعبه اتوبوس صحبت میکند؟ راجع به رانندهگی اتوبوس صحبت میکند؟ راجع به رانندهی آن صحبت میکند؟!
حالا فرض کنیم طی همان مسیر, رانندهی اتوبوس محکم بزند روی ترمز و کمی هم اتوبوس برود توی شانهی خاکی و گوشهی سپر هم بگیرد به گارد کنار جاده... دیگر آیا کسی حاضر است راجع به دنیای ذهنی و حرفهای و تخصصی خود حرف بزند؟ گیرم که بالاترین متخصص علوم هستهای باشی, وقتی در اتوبوسی نشستهای که راننده ناشی است، حکما فقط راجعبه رانندهگی اظهار نظر خواهی کرد. آیا در میان اضطراب اتوبوس و جاده فرصتی برای ورود به دنیاهای ذهنی و تخصصی باقی میماند؟ وای به روزی که هر مسافری احساس کند که ولو با گواهینامهی پایهی دوم، یا اصلا بدون گواهینامه, دست به فرمان بهتری دارد نسبت به رانندهی اتوبوس
در چنین شرایطی، در اتوبوس هیچ کسی حاضر نیست راجع به چیزی غیر از رانندهگی اتوبوس حرف بزند... فرض کنید راننده هم حاضر نباشد به راحتی جایاش را به دیگری بدهد و بگوید اتوبوس خودم است! حالا رانندهگی اتوبوس شانی پیدا میکند بسیار مهمتر از سایر شوون تخصصی.
این همان تفکیک هاناآرنت است راجع به وضعیت نخبهگان در جوامه جهان سومی در شرایطی که وضعیت نخبهگان سیاسی پایینتر باشد از سایر نخبهگان. پس حالا مخاطب ارجمندی که شما باشی حق میدهی که پیگیری کنیم چرایی رسیدن به چنین وضعیتی در این اتوبوس را!»
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.