
دربارهٔ کتاب
معرفی کتاب صوتی مادام کاملیا
رمانی شاعرانه، عاشقانه، پرشور و اشکبار از جوانی 23 ساله که تأکید دارد همهی رویدادهای آن واقعی است! کتاب صوتی مادام کاملیا داستان دلدادگی میان مارگریت گوتیه و آرمان دووال را به تصویر میکشد. این رمان کلاسیک عاشقانه بهخاطر شخصیتهای بهیادماندنی و مضامینی چون فداکاری و عشق پاک، افراد زیادی را در سراسر جهان و در تمام دورانها مجذوب خود کرده است. اقتباسهای پرشمار از این اثر الکساندر دومای پسر، تأثیر بهسزایش را آشکار میگرداند.
دربارهی کتاب صوتی مادام کاملیا
توجه توجه! داستان کتاب صوتی مادام کاملیا (The Lady of the Camellias) کاملاً واقعی است. یا شاید هم واقعی نباشد! در سال 1847، الکساندر دومای پسر (Alexandre Dumas fils) از سفرهایش به اسپانیا و شمال آفریقا به پاریس بازمیگردد و توجهش جلب پوسترهایی میشود که در سراسر شهر قرار گرفته بودند. از 24 فوریه تا 27 فوریه، تمام وسایل بانویی به نام ماری دوپلسی اعم از گلدانهای چینی، مجسمههای برنزی، تابلوهای نقاشی، لباسهای مجلسی، جواهرات نفیس و منبتکاریهای چشمنواز، به فروش میرسیدند. مادام دوپلسی در سوم فوریه بر اثر بیماری سل درگذشته بود. او همسن دومای پسر بود و 18 ماه قبل، رابطهای عاشقانه با او داشت. به نظر میرسید همهی پاریس در آپارتمان دوپلسی گرد آمده بودند؛ بهطوری که تئوفیل گوتیه گزارش داد بلوار جلو خانه از تجمع کالسکهها مسدود شده بود. هنگامی که دوما به جمعیت رسید، افرادی را دید که انگشت روی وسایل معشوقهاش میگذارند و آن را نتیجهی فحشا و روسپیگری قلمداد میکنند. دوما وقتی از خانهی دوپلسی بازگشت، همهی اندوه و غمش را در مرثیهای بازتاباند. وقتی شعر را به پدرش، الکساندر دومای بزرگ، نشان داد و گفت چطور این شعر میتواند به رمانی عاشقانه بدل شود، دومای پدر گفت: تو باید این کتاب را بنویسی! و رمان مادام کاملیا فقط در چند هفته نوشته شد و دومای پسر را به یکی از رقبای پدرش تبدیل کرد. پسری که حاصل رابطهی نامشروع پدرش با زنی خیاط بود.
احتمالاً زنی که تنش را به مردان میفروشد، از نظر بسیاری از مردم بدکارهای است که لعنت خدا روزی گریبان او را خواهد گرفت و به بدترین مجازات دچار خواهد شد. چنین زنانی چگونه میتوانستند به شخصیت اصلی یک رمان بدل شوند؛ درحالیکهی قداست و کیان خانواده را زیر سؤال میبردند و بیشتر از هر موجود دیگری روی زمین نامشروع بودند؟ هیچکس، مطلقاً هیچکس با زنان روسپی همدلی نمیکرد و آنها را مانند زبالهای به دور میافکند. زنان اشرافزاده که متعلقبه جامعهای «والاتر» بودند، همیشه به این زنان و ثروتی که شوهرانشان به پای آنها میریختند، حسادت میکردند. شاید زندگی مادر الکساندر دوما و بعداً مادام دوپلسی، باعث شد که قضاوت او نسبتبه چنین زنانی نرمتر از دیگران باشد. بدونشک شما هم بعد از شنیدن کتاب صوتی مادام کاملیا، همین احساس را خواهید داشت.
کتاب مادام کاملیا با بازگفتن از حراج وسایل مارگریت آغاز میشود و سپس به شروع رابطهی آرمان و مارگریت میرسد. این دو در تئاتر با یکدیگر ملاقات میکنند و علیرغم اینکه مارگریت به بیماریای جدی مبتلاست و نمیخواهد آرمان را درگیر مشکلات خود کند، اما پشتکار و پاکی عشق، در نهایت به برقراری رابطهی عاشقانهی پرشور میان ایندو منجر میشود. مردم پاریس به محض شروع رابطهی آرمان، پسری اشرافی، با زنی روسپی، شروع به شایعهپراکنی میکنند؛ از این رو این زوج دلداده به جایی در حاشیهی شهر میروند و زندگی جدیدی را از سر میگیرند. ای…
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.