کتاب صوتی کافه اروپا _ نویسنده: اسلاونکا دراکولیچ (نگارش کامل)

کتاب صوتی کافه اروپا _ نویسنده: اسلاونکا دراکولیچ (نگارش کامل)

۱ فصل۹:۴۲:۵۴بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۱۳ اسفند ۱۴۰۲
گوینده
کتاب اول

دربارهٔ کتاب

#ketabaval #کتاب_اول #تاریخ_جهان
خواندن کتاب کافه اروپا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم❌
این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به فلسفه و جامعه‌شناسی پیشنهاد می‌کنیم
-----------------------------------------------------------------------------------
درباره کتاب کافه اروپا ❌
«کافه اروپا» مجموعه مقا‌لات دراکولیچ بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ است که در روزنامه‌ها و نشریات مختلف منتشر شده است. دراکولیچ، روند تجربیات خود را در خلال یادداشت‌هایش از حکومت‌های کمونیستی اروپای شرقی، فردگرایی و اروپا بررسی می‌کند
همه‌ مقالات این کتاب حول محور موضوع زندگی در کشور‌های اروپای شرقی پس از فروپاشی شوروی و منحل شدن حکومت‌های کمونیستی بلوک شرق می‌گردد و نویسنده به موضوعاتی می‌پردازد که مخاطب می‌تواند به‌راحتی با آنها همذات‌پنداری کند و همراه شود
دراکولیچ در دنیای غرب چنان شهرت و محبوبیتی پیدا کرده که همه نوشته‌هایش به انگلیسی و دیگر زبان‌های اروپای غربی ترجمه می شود. دراکولیچ ۳ رمان هم نوشته است: «هولوگرام های هراس»، «پوست شیشه‌ای» و «طعم مرد». منتقدان غربی نثر این نویسنده را با مارگریت دوراس، ساموئل بکت و آلبر کامو قیاس می‌کنند. مقاله‌های او در بسیاری از روزنامه ها و مجله‌های اروپایی و امریکایی منتشر می‌شود
-------------------------------------------------------------------------------
درباره اسلاونکا دراکولیچ❌
اسلاونکا دراکولیچ ۴ ژوئیه ۱۹۴۹ در کرواسی به دنیا آمد. او روزنامه‌نگار، و نویسنده است که در ایران با نوشتن کتاب‌های کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم و کافه اروپا شناخته شد
اسلاونکا دراکولیچ در دانشگاه زاگرب در رشته ادبیات تطبیقی و جامعه‌شناسی تحصیل کرد و کارش را با نشریه‌های استارت و باناس که در زاگرب چاپ می‌شدند، آغاز کرد. این همکاری ده سال طول کشید. در اوایل دهه ۹۰ به علت مسائل سیاسی کشورش را ترک کرد و به سوئد رفت. در حال حاضر نوشته‌های او در نشریات مختلف اروپایی از جمله لا استامپا، فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ، نیشن، یوروزین منتشر می‌شود
اسلاونکا دراکولیچ در حال حاضر در سوئد و زاگرب زندگی می‌کند. از میان کتاب‌های او می‌توان به سه کتاب غیر داستانی و رمان‌های تختخواب فریدا، پوست شیشه‌ای، طعم مرد و اس، یک رمان درباره بالکان (انگار آنجا نیستم) اشاره کرد
------------------------------------------------------------------------------
بخشی از کتاب کافه اروپا❌
«من همراه این «ما» بزرگ شدم. در مهد کودک، در مدرسه، در سازمان‌های جوانان و گروه‌های پیشاهنگی، در مجامع، و سرِ کار، با گوش دادن به سخنرانی سیاستمدارانی بزرگ شدم که می‌گفتند «رفقا، ما وظیفه داریم...»، و ما رفیق‌ها، همان کارهایی را می‌کردیم که به ما می‌گفتند، چون در هیچ قالب دستورزبانی دیگری موجودیت نداشتیم. بعدها، همین پدیده را در دنیای روزنامه‌نگاری تجربه کردم. روزنامه‌نگاری، نوشتن سرمقاله‌هایی بود بی‌پایان، که در آنها «ما» به «ما» توضیح می‌داد که همه «ما» باید متوجه چه چیزهایی باشیم. بعدتر، اشکال خنثی‌تری از زبان هم به کار برده می‌شد که به اندازه «ما» مستقیم و خطابه‌ای نبود، اما به‌هرحال باز در شکل جمع بود
فرار از این ضمایر و افعالِ جمع کار دشواری بود. شبیه تلاش برای درهم شکستن قالبی آهنی. یک پیراهن، یک کت ــ یک لباس فُرم. درست به همین دلیل، روزنامه‌نگاران کمتر گزارش‌هایی در قالب اول شخصِ شاهد عینی می‌نوشتند. چون در چنین متنی نویسنده نمی‌تواند مدعی شود «ما (فلان چیز را) دیدیم» تنها می‌تواند بگوید «من دیدم». البته می‌تواند به‌کلی از ارجاع دادن به شخص خودش پرهیز کند، اما در هر صورت به‌لحاظ ماهوی نویسنده در داستانش حضور دارد. نوشتن به معنای آزمودن مرزهای زبان و مرزهای سبک و قالب بود و سعی در جهت دور کردن این دو از قالب سرمقاله خطابه‌ای و اول شخصِ جمع و سوق دادنش به سمت اول شخص مفرد
استفاده از اول شخص مفرد، معمولاً عواقب خوشایندی در پی نداشت. باعث می‌شد به چشم بیایی، و خودت را در معرض این خطر قرار دهی که برچسب «عنصر آنارشیست» بخوری (نه حتی یک فردِ آنارشیست)، یا حتی یک مخالف حکومت شناخته شوی (که این دومی برای اخراجت کافی بود). و این را می‌گفتند خودسانسوری
این ضمیر کریه اول شخصِ جمع به دلیل دیگری هم مرا آزار می‌دهد؛ چون از نزدیک و دست‌اول شاهد بوده‌ام که تا چه حد می‌تواند خطرناک باشد و چه آسان می‌تواند به امراض کشنده ناسیونالیسم و جنگ منجر شود. جنگ در منطقه بالکان، حاصل همان «ما» است. حاصل همان توده بیست میلیونی عظیمی که موج موج به جلو و عقب تاب می‌خوردند و سر آخر از پی رهبرانشان به سوی جنون همه‌گیر جنگ کشانده شدند
#تاریخ_اروپا
#اروپای_شرقی
#کمونیسم
#سیاست
#زنان
#داستان
#پس_از_کمونیسم

۱ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.