
دربارهٔ کتاب
معرفی کتاب صوتی هیچ یک حقیقت ندارد
سلام، من دوقلوی تولدی شما هستم! لیزا جول در کتاب صوتی هیچ یک حقیقت ندارد که یکی از آثار تحسینشدهی سالهای اخیر است و عنوان پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز را نیز از آن خود کرده، داستان دو زن را روایت میکند که طی اتفاقاتی عجیب و غیرمنتظره، داستان زندگیشان به هم گره میخورد و به مسیر خطرناکی کشیده میشوند.
دربارهی کتاب صوتی هیچ یک حقیقت ندارد
آخر هفته است و این جوسی را وامیدارد تا امسال برای تولدش از خانه بیرون بزند. طبق رسم هر سال، باید از بیرون غذایی سفارش میداد و شب را با همراهی شوهرش والتر و یک بطری نوشیدنی به پایان میرساند، اما حالا که تولدش با آخر هفته مصادف شده، میتواند در یک رستوران محلی میزی رزرو و کمی ریختوپاش کند. کمی بعد، به همراه والتر پشت یک میز دونفره نشسته و از ترکیب نان تست و پنیر فتا و زیتون و نوشیدنی لذت میبرد که ناگهان جمعی دیگر که به نظر میرسد آنها هم تولد دارند، وارد رستوران میشوند. به همین سادگی، مسیر زندگی جوسی یک تغییر چشمگیر میکند.
کتاب صوتی هیچیک حقیقت ندارد (None of This is True) نوشتهی لیزا جول (Lisa Jewell) در چنین فضایی آغاز میشود. جوسی فیر، زنی که برای تولد 45 سالگیاش به رستوران محلیشان آمده تا کمی نوشیدنی بخورد و جشن بگیرد، با زنی دیگر مواجه میشود که در نظر اول، قدِ بلند و لبخندِ گرمش باعث جلبتوجه میشود. زن که به همراه جمعی تقریباً زیاد وارد رستوران شده و بادکنک «ملکهی تولد» به دست دارد هم برای جشن گرفتن تولدش به آنجا آمده، آن هم دقیقاً تولد 45 سالگی!
این تشابه در روز تولد، از همان ابتدا چنان توجه جوسی را به خود جلب میکند که تا آخر شب، چشم از آن زن برنمیدارد. وقتی زن که نامش الیکس است به دستشویی میرود، جوسی فرصت را غنیمت میشمارد تا خود را به او برساند و خودش را معرفی کند: «سلام، من دوقلوی تولدی شما هستم!»
الیکس با لبخندی صمیمانه با او همصحبت میشود و جوسی از این همصحبتی درمییابد که او یک پادکستر مشهور است. چند ساعت بعد که جوسی بر روی مبل خانه ولو شده، نام الیکس را در گوگل جستجو میکند و یکبهیک، به پادکستهای او گوش میدهد؛ پادکستهایی محبوب و فمینیستی که در آنها با زنان مختلف گفتگو و داستانهای عجیب و جالب زندگیشان را روایت میکند. گوش دادن به این پادکستها، ایدهای غیرمنتظره را در ذهن جوسی پررنگ میکند؛ چه میشود اگر او هم به یکی از مهمانان پادکست او تبدیل شود و داستان زندگیاش را بگوید؟
الیکس همواره به دنبال سوژههای جذاب است تا در برنامههای خود از آنها استفاده کند، اما مگر چه چیزی در زندگی جوسی فیر جذابیت دارد که او را به مهمان بعدی برنامه بدل کند؟ جوسی زنی میانسال است که در سن بسیار کم ازدواج کرده و دو بچه نیز به دنیا آورده، دو دختر که یکی تصمیم گرفته در شانزدهسالگی آنها را ترک کند و دیگری نیز تبدیل به موجود منزوی شده که حتی از اتاقش هم بیرون نمیرود. رابطهاش با همسرش والتر بد نیست، ولی چندان خوب هم نیست که ارزش روایت کردن داشته باشد. بهعنوان کسی که ده سال در یک خیاطخانه کار کرده و لباسهای جورواجور را تعمیر کرده نیز، به نظر نمیرسد داستان اعجابآوری از شغلش برای گفتن داشته باشد. اما بااینحال جوسی اصرار زیادی دارد تا داستانش را برای الیکس بگوید و این الیکس را ترغیب میکند تا به این غریبه، یک شانس برای روایت قصهاش بدهد.
جوسی و الیکس هر روز را با هم میگذرانند تا این روایت تکمیل شود. رفتهرفته، این ارتباط نسبت به آنچه در ذهن الیکس…
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.