
کتاب صوتی «در قفل» | یک تریلر روانشناختی پرتعلیق و دلهرهآور
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۳
- گوینده
- کتابینه
دربارهٔ کتاب
معرفی کتاب صوتی در قفل
او یک دیوانه است! یک هیولا! هرچند که پدری مهربان است. در این دنیا همه چیز به بخت و اقبال آدم برمیگردد و نورا، همیشه زیر سایهی اقبال شومی بوده است که پدرش برای او رقم زده است. کتاب صوتی در قفل نوشتهی فریدا مک فادن، یکی از متبحرترین نویسندگان ادبیات معمایی و جنایی است. او این بار ما را به طوفان حوادثی میکشاند که پدر نورا رقم زده است؛ جنایتی وحشتناک که سایه شومش تا ابد خود و دخترش نورا را به اعماق جهنمی شوم میاندازد.
دربارهی کتاب صوتی در قفل
پدر بودن مقدس است اما پدرها هم میتوانند جنایتکارانی مخوف باشند. آنها هم میتوانند اسرار وحشتناکی را از خانوادهی خود پنهان کنند. حتی اگر این اسرار پشت دری قرار گرفته باشند که قفل است و دست هیچکس به لمس آن نمیرسد. کتاب صوتی در قفل (The Locked Door) نوشتهی فریدا مک فادن (Freida McFadden) داستان دختر جوانی به نام نورا است که یکی از موفقترین جراحهای شهر است. این جراح موفق از قضا عادتهای رفتاری عجیبی هم دارد که ممکن است تصور کنید از هوش بالای او سرچشمه گرفتهاند. برای مثال، نورا به هیچ پسری اجازه نمیدهد تا به او نزدیک شود یا با روپوش پزشکی خود به کافه میرود تا توجه مردان غریبه را به خود جلب نکند. احتمالاً شما هم فکر میکنید که او قصد دارد تا بدون اینکه توجه دیگران را به سوی خود بکشاند به پیشرفت خود در عرصهی پزشکی ادامه دهد. اگر اینطور است باید بگوییم که خودتان را آماده کنید که قرار است با شنیدن این داستان صوتی حسابی تعجب کنید.
داستان کتاب صوتی در قفل، ماجرای دختری به نام نورا است که در تمام سالهای زندگیاش تلاش کرده است تا از دست سرنوشت شوم خود فرار کند. پدر نورا یک قاتل زنجیرهای سایکوپات است. نورا این را زمانی میفهمد که پلیسها به خانهشان میریزند تا در اتاق زیرزمین را باز کنند. دری که همیشه بسته بوده است و هیچکس فکرش را هم نمیکرده است که رازی به این ترسناکی و به این مخوفی پشت آن پنهان شده باشد.
بعضی از درها هیچگاه نباید باز شوند. نورا این جمله را با تمام ذرات گوشت و استخوان خود درک کرده است. شبهای بیشماری بودهاند که او تا صبح بیدار مانده است و از شدت ترس و هجوم افکار منفی به خود پیچیده است. چه کسی فکرش را میکرد پدر نورا یک قاتل مخوف زنجیرهای باشد؟ او که حتی برای یکبار هم چراغ قرمز را رد نکرده بود! اما ماجرا مثل روز برای همه مسلم شده بود، پلیس جسد هجده زن را در صندوقی در اتاق زیرزمین پیدا کرده بود و حالا نورا باید با هضم کردن چالشی به این بزرگی به زندگی خود ادامه میداد.
نورا در کتاب صوتی در قفل، نوشتهی هیجانانگیز و معمایی فریدا مک فادن، تصمیم مهمی میگیرد. او نام فامیلی خود را تغییر میدهد و تلاش میکند تا با پشت سر گذاشتن خاطرات سیاه روزهای کودکی خود، برای خود آیندهای دستوپا کند که امیدبخش روزهای روشنتری باشند. او تبدیل به یک جراح موفق و پرآوازه میشود و دلنشینترین بخش زندگیاش اینجاست که هیچکس او را نمیشناسد و نمیداند که او همان نورا نیرلینگ است، دختر قاتل زنجیرهای شهر!
وقتی همه چیز ساکت و آرام است، ما هم ثابت و استوار ایستادهایم. وقتهایی میتوانیم به سرسختی خود پی ببریم که طوفان محکمی از راه برسد و بخواهد ما را از ریشه جدا کند. این اتفاقی است که برای نورای داستان صوتی در قفل هم رخ میدهد. دختری جوان به قتل میرسد و این حادثه درست به شیوهای رخ میدهد که تمام قربانیان پدر نورا به قتل رسیدهاند. حالا همهی نگاهها معطوف به نورا میشود و تمام اس…
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.