
دربارهٔ کتاب
گاه درست یا غلط چون خود نیازموده ایم میبینیم که ماری یک مثلا گوجه فرنگی را گاز میزند و بعد رهایش میکند. اما زهر آن مار در گوجه فرنگی وجود دارد بی انکه دیده شود. داستان آن گوجه فرنگی است و ایده گنجانده در آن همان زهر است که اثر خود را دارد. نویسندگان ایدئولوژی زده گاه بجای تبلیغ مستقیم ایده خود آن زهر را درقالب داستانی شیرین بخورد ما میدهند و ذهن ما رامسموم میکنند. نویسنده توانا آقای بزرگ علوی از اولین های حزب روسی توده در ایران قلم و قدرت تخیل خوبی دارد و از نویسندگان خوب کشورمان است اما درنوشته هایش ازتزریق اندیشه های حزبی در داستان کوتاهی نمیکند. برادرش مرتضی نشریه پیکار را در آلمان منتشر میکرد و نشریه تلاشش ترویج اندیشه استالین و در مسیر برآوردن اهداف او بود. با این وجود وقتی از آلمان به کعبه آمال چپ های آنزمان یعنی روسیه رفت حضرت استالین قطب او وی را به احتمال جاسوسی به جوخه آتش سپرد و اعدام کرد. ولی این باعث نشد که سید مجتبی بزرگ علوی از راه خود باز ماند، مگر در سالهای پایانی و پس از فروپاشی شوروی و برباد رفتن خواب و خیال کمونیزم در عمل که آرزو کرد ایکاش در عرصه ادب مانده بود چون دوستش صادق هدایت و راه را به سیاست کج نکرده بود. کتاب حاضر همان گوجه فرنگی زهر آلود است که نویسنده به عنوان پیرو سرور دیکتاتورهای عالم یعنی استالین به زورگوئی های رضا شاه معترض است. نویسنده کمالالملک را در خیال در تاریخ جابجا میکند و جوانی او رابجای دوره ناصرالدین شاه در دوره رضا شاه قرار میدهد و او را توده ای هم میکند و جالب این است که بسیار این کتاب را میخوانند و مطالبش را باور میکنند. او گر چه نام ماکان را بر استاد نقاش نهاده ولی کاملا از توصیفاتش روشن است که این ویژگیها به کسی جز معلم نقاشی ناصرالدین شاه نمیخورد.
______________…………………………………________________
۹ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.