
کتاب صوتی استبداد ؛ بیست درس از قرن بیستم _ نویسنده : تیموتی اسنایدر _ نسخه کامل کتاب
- انتشار نسخهٔ صوتی
- ۲۲ مهر ۱۴۰۲
- گوینده
- کتاب اول
دربارهٔ کتاب
#ketabaval #کتاب_اول #استبداد
درباره کتاب استبداد؛ بیست درس از قرن بیستم❌
تاریخ تکرار نمیشود بلکه درس میدهد. «پدرانِ مؤسس» (مؤسسانِ قانون اساسیِ امریکا)، وقتی در میخواستند درباره قانون اساسیِ این کشور بحث کنند، از تاریخی که میشناختند درس میگرفتند. آنها، نگرانِ از هم پاشیدن جمهوریِ دموکراتیکی که خیالش را در سر میپروراندند بودند و به دموکراسیها و جمهوریهای کهنی میاندیشیدند که سقوط کرده و به امپراتوری تغییر ماهیت داده بودند.
«پدرانِ مؤسس»، برای تأسیس یک جمهوری دموکراتیک بر پایهٔ قانون و استقرار نظام نظارت و موازنه، در پیِ پرهیز از شرارت و مصیبتی بودند که خود، مانند فیلسوفان باستان، نام «استبداد» بر آن نهاده بودند. آنچه آنها در ذهن داشتند تصاحب قدرت توسط یک فرد یا یک گروه، یا زیر پا گذاشتن قانون توسط فرمانروایان به سودِ خودشان بود. بسیاری از مباحث سیاسی که از آن پس در امریکا در جریان بوده است به مسئلهٔ استبداد درون جامعهٔ امریکا مربوط است؛ مثلاً در مورد بردگان و زنان.
این اساساً سنّتی غربی است که وقتی به نظر میرسد نظم سیاسیمان به مخاطره افتاده است تاریخ را مورد توجه قرار بدهیم. اگر امروزه نگرانیم که تجربهٔ دموکراسی امریکا در معرض تهدیدِ استبداد است، میتوانیم از الگوی «پدران مؤسس» پیروی کنیم و در تاریخِ دیگر دموکراسیها و جمهوریها تعمق کنیم. این کتاب قصد دارد با بیان بیست درس از تاریخ گذشته را چراغ راه آینده کند
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خواندن کتاب استبداد؛ بیست درس از قرن بیستم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم❌
این کتاب را به تمام علاقهمندان به تاریخ جهان و جامعهشناسی پیشنهاد میکنیم
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درباره تیموتی اسنایدر❌
تیموتی اسنایدِر متولد ۱۹۶۹ امریکاست. او استاد تاریخ در دانشگاه یِیل و متخصص تاریخ اروپای شرقی و مرکزی است. کتابهایی تحسینشده دربارهٔ تاریخ اروپای قرن بیستم، بهویژه دوران کمونیسم و نازیسم، نوشته است که برخی تا کنون به حدود ۳۰ زبان ترجمه شده و جوایز مهمّی بردهاند از جمله «جایزهٔ هانا آرِنت»، «جایزهٔ کتاب لایپزیک»، «جایزهٔ رالف والدو امرسون» در علوم انسانی، «جایزهٔ ادبی فرهنگستان ادب و هنر امریکا»، «جایزهٔ کمیتهٔ آشویتس هلند».
اسنایدر به طور دائم برای نشریاتِ نقد و بررسی کتابِ نیویورک و ضمیمهٔ ادبیِ تایمز مطلب مینویسد. وی همچنین عضویت کمیتهٔ آگاهی موزهٔ یادبود هولوکاست امریکا و عضویت دائمی انستیتوی علوم انسانی در وین را داراست
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بخشی از کتاب استبداد؛ بیست درس از قرن بیستم❌
در اوایل ۱۹۳۸، آدولف هیتلر که دیگر قدرتش در آلمان تثبیت شده بود، همسایهاش اتریش را تهدید به اشغال و الحاق به خاکِ آلمان میکرد. پس از آنکه صدراعظم اتریش تسلیم شد، این اطاعتِ پیشاپیشِ مردم اتریش بود که سرنوشت یهودیان اتریشی را رقم زد. نازیهای اتریشی یهودیان را میگرفتند و وادار به سابیدن و شستن خیابانها میکردند تا نمادهای اتریشِ مستقل را بزدایند. و آنچه در اینجا بیش از هرچیز اهمیت داشت آن بود که غیرنازیها هم با علاقه و محض سرگرمی نظارهگر بودند. نازیها که فهرست املاک و داراییهای یهودیان را در اختیار داشتند هرچه توانستند دزدیدند. و باز مهمتر آنکه دیگرانی هم که نازی نبودند با دزدان همدستی میکردند. نظریهپرداز سیاسی هانا آرِنت چنین به یاد میآورد که «وقتی که ارتش آلمان اتریش را اشغال کرد و همسایههای غیریهودی شروع به غارت خانههای یهودیان کردند، یهودیان اتریش دست به خودکشی میزدند.»
اطاعت پیشاپیشِ اتریشیها در ماه مارس ۱۹۳۸ به سران بلندپایهٔ نازی آموخت که امکانِ چه کارهایی را دارند. در ماه اوتِ همان سال در وین بود که آدولف آیشمن «ادارهٔ مرکزیِ کوچاندن یهودیان» را راهاندازی کرد. در نوامبر ۱۹۳۸ نازیهای آلمانی، در پیِ آنچه در ماه مارسِ همان سال در اتریش روی داد، برنامهٔ کشتار جمعیِ ملی را که با نام «کریستالناخت» شناخته شد سازماندهی کردند.
در ۱۹۴۱ که آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد، «اِساِس» ها به ابتکارِ خود روشهایی برای کشتار جمعی ابداع کردند بدون آنکه دستوری در این مورد دریافت کرده باشند. آنها خواست مافوقهایشان را حدس زدند و نشان دادند امکانِ چه کارهایی وجود دارد. کاری که آنها کردند بسیار فراتر از گمان خودِ هیتلر بود.
اطاعت پیشاپیش از همان ابتدا به معنای تطبیق دادنِ خود با موقعیت جدید به طور غریزی و بدون تفکر و تأمّل است. آیا فقط آلمانیها چنین کارهایی انجام میدهند؟ استَنلی میلگرام روانشناس امریکایی با تأمل در قساوتهای نازیها میخواست نشان دهد شخصیت خودکامهٔ خاصی در کار بوده که توضیح میدهد چرا آلمانیها چنان رفتاری داشتهاند. او آزمونی ابداع کرد تا این مسئله را به بوتهٔ آزمایش بگذارد، اما نتوانست اجازهٔ انجام آن را در آلمان بگیرد؛ بنابراین همین آزمون را در سال ۱۹۶۱ در یکی از ساختمانهای دانشگاه یِیل انجام داد -تقریباً در همان زمانی که آدولف آیشمن به دلیل نقشش در کشتار جمعی یهودیان به دستِ نازیها در بیت المقدس محاکمه میشد.
۱ فصل
🔒 برای شنیدن وارد شوید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.