خاطرات یک گیشا

خاطرات یک گیشا

۵ فصل۲:۵۵:۱۴بدون امتیاز
انتشار نسخهٔ صوتی
۲۸ تیر ۱۴۰۵
گوینده
بوکولونی

دربارهٔ کتاب

داستان سایوری در سال ۱۹۲۹، در یک روستای فقیرِ ماهیگیری آغاز می‌شود؛ زمانی که او در نه‌سالگی، با چشمانی خاکستری-آبیِ غیرمعمول، از خانه‌اش ربوده و به بردگیِ یکی از مشهورترین خانه‌های گیشا فروخته می‌شود. از خلال نگاه او، قلب مجلل و فاسدِ گیون (محله‌ی گیشاهای کیوتو) را می‌بینیم: چایخانه‌ها و تئاترهای باشکوه، کوچه‌های باریک پشتی، معابد آراسته و خیابان‌های هنرمندان. و شاهد دگرگونی او هستیم، آن‌گاه که هنرهای سخت‌گیرانه‌ی گیشا را می‌آموزد: رقص و موسیقی؛ پوشیدن کیمونو، آرایش و آرایش موی پرجزئیات؛ ریختن ساکه به‌گونه‌ای که تنها اندکی از مچ دست درونی نمایان شود؛ و رقابت با رقیبی حسود برای جلب توجه مردان و پولی که با آن همراه است. اما با شعله‌ور شدن جنگ جهانی دوم و بسته شدن خانه‌های گیشا، سایوری که پولی اندک و غذایی حتی کمتر دارد، ناچار می‌شود بار دیگر خود را از نو بسازد تا نوعی آزادی نادر را (بر پایه‌ی شرایط خودش) به دست آورد.
خاطرات یک گیشا کتابی است سرشار از ظرایف و استعاره‌های زنده، با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی که با طنز و اندوه جان گرفته‌اند. و با آن‌که داستان از جزئیات فراوان و دانشی گسترده از تاریخ بهره می‌برد، آنچه در ذهن خواننده می‌ماند، صدای شفاف و افسونگرِ سایوری است.

۵ فصل

🔒 برای شنیدن وارد شوید

نظرات

برای ثبت نظر وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.